2.12.2008

امامزاده شاه غیب


چند وقت پیش برای بازدید از وضعیت اینترنت مدارس روستاها باید توی دهات می چرخیدم. توی بخش درودزن مرودشت توی راه این صحنه رودیدم.
برام جالب بود. از یه همراهی که اطلاع داشت پرسیدم گفت این درخت وسط یه سنگ رشد کرده و سنگ رو دو نیم کرده. مردم هم اینو امامزاده کردند و بهش دخیل بستند.
بالاخره اعتقاده دیگه...

غریب



امروز ظهر با دوستان رفته بودیم پرسپولیس ناهار رو اونجا بخوریم. عصر که داشتیم بر می گشتیم سر فلکه تخت جمشید این پیر مرد رو دیدیم. ایستادیم باهاش صحبت کردم.

میگفت اهل چهار مهال بختیاریه. لر بود. چشمهاش کم سو بودن. هیچ جا رو بلد نبود. میگفت که یه کسی کلاه سرش گذاشته و پولشو خورده. اومده بود دنبال اون. طرف اصفهانی بوده , برای همین میخواست بره اصفهان. ولی بد جا ایستاده بود. آخه این جاده قدیم بود. اتوبوسها و کامیونها چند وقته که از جاده جدید رفت و آمد می کنند. طفلی هیچ کس یه بوقم براش نمیزد. دلم براش سوخت سوارش کردیم بردیمش سر جاده جدید پیادش کردیم.